ايگناتى يوليانوويچ كراچكوفسكى ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
325
تاريخ نوشته هاى جغرافيايى در جهان اسلام ( فارسى )
مناسب است . نام قلقشندى در عرصهء تأليف تاريخى در عصر اسلامى و بلكه همهء جهان اسلام آن دوران شهره است . هماهنگ با عربان ، كه او را نيكو مىشناختند ، دانشوران اروپا نيز از قرن نوزدهم با او به خوبى آشنا شدند ، ولى نمىشد از كوشش علمى او فكرى به دست داد مگر پس از چاپ كتابش كه از سال 1913 تا 1920 در چهارده جلد انجام گرفت و اين كار به همت دانشمند خستگىناپذير مصر ، احمد زكى ، صورتپذير شد . تحقيق مهمّ بيوركمن دربارهء كتاب قلقشندى كه بر اساس همين چاپ انجام شده ، اگر چه موضوع را از لحاظ تاريخ تكامل نثر ديوانى در مصر اسلامى مىنگرد ولى ضمن تحقيقى ، كه دربارهء هيچ يك از دايرة المعارفهاى دوران مماليك سابقه ندارد ، اساسى استوار براى تحليل همهء نواحى آن به دست مىدهد . چنان كه نظاير آن را در گذشته ديديم ، دربارهء اسم قلقشندى در منابع اتّفاق نظر نيست ؛ شايد به اين جهت كه وى را با پسرش كه او نيز از رجال ادب بوده اشتباه كردهاند . رأى غالب اين است كه نام وى شهاب الدّين ابو العباس احمد بن على بوده است . تولّد وى به سال 1355 / 756 ه . در دهكدهاى كوچك نزديك قليوب مصر رخ داد ، كه به همانجا منسوب شده ، ولى از ريشهء عربى خالص است و به قبيلهء فزاره انتساب دارد كه پس از فتح در مصر اقامت گرفته بود . در اسكندريّه علم آموخت و از سال 1376 / 778 ه . به تدريس حديث و فقه پرداخت ، ولى تمايلات شخصىاش او را در مسير ديگر انداخت ، زيرا به نسب قبايل عرب توجه بسيار داشت و در اين زمينهء كتابى دارد كه در ميان خوانندگان عرب رواج فراوان گرفته و در آغاز قرن نوزدهم ( به سال 1814 / 1229 ه . ) سويدى ، دانشمند عراقى ، به تكميل آن پرداخت . قلقشندى در مقام تدريس چندان نماند و از سال 1389 / 791 ه . به ديوان انشاء پيوست ، كه در آن هنگام يكى از افراد خاندان عمرى ، از خويشاوندان مؤلّف دايرة المعارف معروف ، رياست آن داشت . كار ديوان انشاء بر فعاليّت مؤلّف نفوذ خاص داشت و ظاهرا تا به هنگام وفات به سال 1418 / 821 ه . ، يعنى 70 سال پس از وفات عمرى ، بدان پيوسته بود . قلقشندى معاصر شخصيتهاى بزرگ و حوادث عظيم بود . به دوران وى ابن خلدون معروف در مصر مىزيست و قلقشندى نيز مانند او شاهد حملهء تاتار به شام بود كه به سردارى تيمور لنگ انجام گرفت . كار ديوان انشاء انگيزهء تأليف بزرگترين كتاب وى شد ، زيرا بلافاصله پس از انتقال به ديوان مذكور به سال 1389 / 791 ه . براى ايجاد اين اثر عظيم ، كه آن را براى دبيران ديوان مىنوشت ، به كار پرداخت و عنوان آن را صبح الأعشى فى صناعة الإنشاء گذاشت . جلد چهاردهم كتاب به سال 1412 / 814 ه . به سر رسيد و همچنان تا به هنگام وفات بدان مىافزود . شايد دريافته بود كه كتابش بسيار قطور است ، از اين رو آن را در يك جلد با عنوان ضوء الصبح المسفر